السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

582

تفسير الميزان ( فارسي )

است او چنين كرده ( زيرا زمام دلها به دست او است ) و با سلب توفيق و استدراج رجس و پليدى را هوا و هدف آنان قرار داده و در باره همينها است كه فرموده : « وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ » « 1 » و وقتى زمام امر همه به دست خداى سبحان است و او هر پليدى و رجسى را از ساحت دين مقدسش دور مىسازد و هرگز چيزى از خواسته هايش فوت نمىشود ديگر هيچ وجهى براى غم و غصه پيامبرش باقى نمىماند . و چه بسا كه جمله : * ( « فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّما يُرِيدُ اللَّه . . . » ) * بخواهد به همين معنا اشاره كند يعنى با آوردن كلمه « فاعلم - پس بدان اى پيامبر » بخواهد آن جناب را همانطور كه گفتيم تعليم دهد و گرنه مىفرمود : « فان تولوا فانما يريد اللَّه . . . » و يا عبارت ديگرى كه اين معنا را برساند مىآورد پس برگشت معناى آيه به تعليم اين معنا است كه اعراض كفار خود كيفرى است از ناحيه خداى تعالى و دست خدا در آن دخالت دارد ، ديگر جا ندارد كه رسول گراميش غصه بخورد كه چرا مردم از پذيرفتن دعوت به حق او روى گردانند ؟ او يك فرستاده اى است كه وظيفه اش تنها ابلاغ پيامهاى خداى تعالى به بندگان و دعوت آنان به راه خدا است ، بله اگر فرضا چيزى او را اندوهگين كند ، حتما بايد چيزى باشد كه بر اراده خداى تعالى در امر دعوت دينى ( العياذ باللَّه ) غلبه كند و خدا را در اراده اش شكست دهد و چون هيچ چيزى نيست كه خدا را شكست دهد و بلكه او است كه همه خلايق را به اين سو و آن سو به راه و بيراهه سوق مىدهد ، يكى را با تسخير الهيش سلب توفيق مىكند و آن ديگرى را توفيق مىدهد پس هيچ مجوز و موجبى براى غصه خوردن آن جناب نيست . خداى تعالى در جاى ديگر اين حقيقت را به بيانى ديگر متعرض شده و فرموده : « فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَإِنَّا لَجاعِلُونَ ما عَلَيْها صَعِيداً جُرُزاً » « 2 » كه بيان مىكند اگر رسولانى را به منظور انذار و تبشير دينى گسيل داشته ، براى اين نبوده كه تمامى مردم ايمان بياورند آن چنان كه همگى از امور مادى بهره مند مىشوند بلكه همه اينها

--> ( 1 ) و كسانى كه كفر ورزيدند ، نپندارند كه از خدا پيشى گرفته و از چنگ او گريختند و او را شكست دادند نه ، آنها نمىتوانند خدا را به تنگ بياورند . « سوره انفال ، آيه 59 » . ( 2 ) و شايد تو بعد از اعراض آنان و به خاطر اينكه به اين قرآن ايمان نياوردند خود را از شدت اندوه هلاك كنى و نبايد چنين كنى و بايد بدانى كه غرض از تشريع شريعت تو آزمايش آنان است هم چنان كه مىبينى ، آنچه در روى زمين است فريبنده كرديم تا آنان را بيازمائيم كه كدامشان عمل بهترى دارند و همين ما آن فريبنده ها را به صورت خاكى خشك در مىآوريم . « سوره كهف ، آيه 8 » .